
به گزارش روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي لارستان به مناسبت سالگرد عروج ملكوتي هنرمند جانباز "ناظم عسكري زاده" نمايشگاهي با عنوان "والعصر" از مجموعه آثار نقاشي،عكس و تصوير سازي هنرمندان لارستان در نگارخانه سبز برپاست.
بنا بر اين گزاش: اين نمايشگاه با همكاري اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي،بسيج دانشجويي و سپاهپاسداران انقلاب اسلامي با هدف ارج نهادن به جايگاه رفيع شهداي هنرمند به ويژه "ناظم عسكري زاده" با آثاري از سيد علي مومن،نادر لادني،علي فولادي، باقر عباسزاده و مهدي باقرنژاد به همراه پخش فيلم هايي از صحنه هاي شهادت و ايثارگري دلاوران دفاع مقدس و فضا سازي هايي نو از تاريخ 9 الي 17 دي ماه در نگارخانه سبز همه روزه ميزبان علاقمندان خواهد بود.
گفتني است: "ناظم عسكري زاده" از دهه 50 بازي و كارگرداني تئاتر را به صورت حرفه اي آغاز كرد و در بسياري از جشنواره هاي تئاتر استاني و كشوري موفق به اخذ مقام گرديد و نمايش هاي ماندگار "يكي بود يكي نبود"، "موزيري"، "رقص با مرگ"،"گرگ ها زوزه مي كشند" و ... را به روي صحنه برد. وي با تشكيل گروه هاي نمايشي به يكي از تاثيرگذارترين شخصيت هاي تئاتر دهه 60 و 70 لارستان تبديل شد و در دي ماه 84 در اثر سكته قلبي ديده از جهان فرو بست. اين نمايشگاه به ياد او و همرزمانش به همت جمعي از هنرمندان لارستان برگزار گرديده است.
مقاله اي كه پيش روست نگارنده قصد دفاع از جريان و گروه هنري خاصي را ندارد منتهي مطلب "با تو حكايتي دگر" در شماره 22 و نقد هاي ديگر درج شده در صحبت نو جداي از موقعيت كاري ام دغدغه اي شد كه نكاتي را خاطر نشان گردم.
قطعا دوستان فهيم ما در صحبت نو همگي دوستدار و دلسوز هنرند و به واسطه شناخت و دوستي اي كه با اين عزيزان دارم مي دانم تمامي تلاش ها و قلم زني هايشان بدون حب و بغض و از سر علاقمندي به حوزه هاي هنري و ارتقاي كمي و كيفي آن در شهرستان است اما رويه اي كه در پيش گرفته اند كمي بر خلاف عدل و انصاف است.
اصولا رسالت نقد تهذيب ذوق عامه و كمك به مخاطب در هضم بهتر اثر است پس بهتر اينكه انتقادات با استدلال قوي و اشراف كافي صورت گيرد تا هم تاثيرگذاري اش بدون ايجاد كدورت بر صاحب اثر بيشتر شود و هم اينكه مخاطب را به دركي صحيح و منصفانه رساند و در اين بين شيوه بيان و ادبيات نقد نيز مي تواند تاثير گذاري آن را بيشتر كند و بدترين و فجيه ترين انتقادات را با بياني عنوان كند كه مخاطب و صاحب اثر و عوامل اجرايي را نرنجاند واقعيت قضيه اين است كه در حوزه تئاتر شهرستان با تعداد محدودي از هنرمندان مواجهيم و اگر همين نيروهاي جوان و علاقمند كه با مشكلات فراوان چراغ ئتاتر شهرستان را روشن نگه داشته اند مورد حمايت دوستداران اين هنر قرار نگيرند و حتي از آثار موفق نيز حمايتي نشود و نقد هايي كه بيشتر جنبه ايراد و بهانه جويي دارند گسترش يابد به مرور جرات اجرا از همين كارگردانان و عوامل گروه ها نيز گرفته شده آن ها را دلسرد مي كند و نقادان محترم مي توانند با در نظر گرفتن شرايط موجود پيكان نقد را به سمت هنرمندان نمايش اشاره گرفته و پيش از قضاوت دست در آتش دل هنرمندان نمايش لارستان نهند.
يكي از مهمترين ويژگي هاي نقد منصفانه بررسي پارامترها است و نمي توان در شرايطي فاقد پارامترهاي حرفه اي توقع خلق شاهكار داشت و آن هم در شرايطي كه برخي از نمايش هايي كه در سالن هاي اصلي پايتخت و با وجود تمام امكانات به روي صحنه مي روند به مراتب ضعيف تر از نمايش هاي اجرا شده در شهرستان اند. گمان مي كنم عدم ارتباط مستمر و صميمانه گروه ها و منتقدين برخي سوءتفاهمات را موجب شده به حدي كه تصور دوستان منتقد بر اين است كه گروه هاي نمايش شهرستان با خيالي آسوده، جيبي پر پول و امكاناتي مطابق استاندارد كار را به روي صحنه مي برند در صورتي كه گذشته از هماهنگي زمانبندي هاي سالن هاي تمرين و اجرا، يافتن بازيگران توانمند، موقعيت هاي مناسب تبليغاتي، متون مناسب و از همه مهمتر تامين اعتبارات و بدهكاري هاي شخصي سرپرستان گروه همگي از دغدغه هاي اصلي گروه ها ي نمايشي اند و اجراي نمايش براي نمايشنامه اي پر پرسناژ با تايمي طولاني در سالني نه چندان استاندارد كاري است در حد شاهكار كه اگر عشق و علاقه تيم اجرايي نباشد به هيچ عنوان ميسر نمي گردد.
نمايش "مادر مانده،مادر مانده" آبان امسال به روي صحنه رفت و به زعم بنده نكات ضعف و قوتي هم داشت كه ناگفته ماند. 1) انتخاب متن: در جايگاه دفاع هم كه باشيم نبايد از حق گذشت كه در عمده نمايشنامه هاي انتخابي كارگردانان توجهي به سليقه و خواست مخاطب نمي شود و با وجود اينكه مردم نشان داده اند بيشتر به گونه هاي نمايشي طنز و كمدي هاي اجتماعي علاقمندند گروه هاي نمايش سروقت تراژدي هاي پيچيده و دير هضم مي روند و عدم توجه به محتوا ،خرده روايت ها و پايان بندي هاي نامناسب به آفت گروه هاي نمايشي تبديل شده شخصا" معتقدم بهتر بود در نمايشنامه "مادر مانده" نوشته حميدرضا آذرنگ برخي از واژگان نا مناسب كه نبودشان در متن لطمه اي به كليت متن نمي زد توسط كارگردان حذف مي شد اما اين متن روايتي جذاب دارد و با استفاده از تكنيك غافلگيري مخاطب را تا انتهاي داستان با خود همراه مي كند و به لحاظ محتوا نيز علاوه بر مزمت دنيا گرايي و ثروت اندوزي اشاراتي ظريف و شاعرانه به فرهنگ دفاع مقدس و جايگاه رفيع مادران دارد و مگر مي شود در نمايشنامه اي يك ساعته توقعي بيش از اين گفتن داشت؟!
2) بازيگري: بازي هاي يكدست ، روان ، بيان هاي بدون لهجه و ديالوگ ها كاملا" واضح ادا مي گرديد و حجت ستوده نيا در نقش مصطفي بازي متفاوت با آنچه در گذشته از او ديده بوديم ارائه كرد بر خلاف تمام انتقادات معتقدم كارگرداني لطمه اي به بازي بلند گرامي نزده بود و او انرژي و تمركز كافي در اجراي نقش را داشت. جواد بديعي بازيگر نقش حبيب از حبيب نمايش خيلي جوان تر بود و با توجه به ديالوگ هاي مادر مشخص بود حبيب از 2 برادر خود بزرگتر است بهتر بود كارگردان در انتخاب اين نقش از حس ناسيوناليستي و علاقمندي اش به بازي هاي خلاقانه بديعي عدول كرده و در انتخاب اين نقش وسواس بيشتري به خرج مي داد. در خصوص بازيگران زن نمايش "مادر مانده" ناديا عباس پور با توجه به سابقه و توانمندي هايش در كفتر به توان دو در حد انتظار ظاهر نشد ، محبوبه بلند گرامي كه به تازگي مادر شده و نقش مادر را بازي مي كرد با وجود تمام مشكلات شخصي ناباورانه خود را به اين نمايش رساند و انصافا" بازي احساسي اي ا ارائه نمود و دو بازيگر جديد زن زهرا اسكندري و مرجان افروز در نقش اقدم شخصيتي بسيار پيچيده و غير قابل پيش بيني كه افروز مثل يك بازيگر حرفه اي از عهده ايفاي اين نقش برآمد و اميدهايي نو در تئاتر لارستان اند.
3) سالن اجرا: اثري نمايشي بر خلاف تمام مقاومت ها در تالار وحدت كه به همين منظور احداث شده به روي صحنه رفت و با وجود تمام نواقص فني تالار نشان داد امكان اجراي نمايش در اين سالن وجود دارد
4) طراحي ها :طراحي پوستر با توجه به توان طراحي باقرنژاد مي توانست بهتر از اين باشد و شخصيت پردازي ها بر اساس تقدم و تاخر را نشان دهد و به محتواي اثر نزديك تر باشد اما به لحاظ اطلاع رساني به هدف خود رسيده بود و طراحي لباس منهاي رنگ لباس صنم كه با روند داستان همخواني چنداني نداشت مابقي خوب طراحي شده بودند . طراحي نور و صحنه كه در آثار بلند گرامي به يك ويژگي منحصر به فرد تبديل شده در اين نمايش با استفاده از تكنيك ها و امكانات ساده ضمن شناخت صحيح از متن مخاطب را در مسير درك بهتر نمايشنامه سوق داد.
5) مخاطب: مخاطب يكي از اركان نمايش است و در صورت عدم حضور اين ركن نمايش محكوم به نابودي است نمايش مادر مانده علي رغم همزماني اجرا با نمايش "به به يعقوب" كه همه مي دانيم طيف عظيمي از مخاطبين را جذب مي نمايد توانست به مدت 7 شب ميزبان 1400 نفر علاقمند باشد كه به نسبت جمعيت 90 هزار نفري لار و حومه مطابق سرشماري سال90 آمار مطلوبي است و نشان دهنده موفقيت گروه و علاقمندي مردم شهر به اين هنر كه قطعا" رسالت اين عزيزان را سخت و سخت تر مي نمايد.
خيلي وقت ها اتفاقات خوب علاوه بر شادي بخش بودنشون آدم رو به فكر مي ندازن ، افكاري كه تا پيدا نشدن راهكار قطعي آدم رو آزار ميدن...
چند وقت پيش بعد از مدت ها به يكي از جنگ هاي شادي شهر رفتيم... يكي از خواننده هاي نو ظهور رو دعوت كرده بودن و كلا" برنامه شادي بود و خوشبختانه به مردم هم خوش گذشت با همه ادا و اطوارهاي موسسه ي برگزار كننده برنامه اجراي حميد طالب زاده و انتخاب آهنگ ها ، از همه مهمتر اينكه شخصيت با اخلاقي بود و به مخاطب احترام مي ذاشت و خيلي مودبانه و با وقار رفتار كرد...
همون شب وقتي برگشتيم خونه حال خوشي نداشتم با اينكه شب خوبي بود اصلا" شاد نبودم يه دغدغه جديد به دغدغه هاي زندگي ام اضافه شده بود اينكه جامعه بحران زده ما با تمام فشارهاي روحي و رواني اي كه تحمل مي كنه چقدر به فضاهاي شاد احتياج داره و روز به روز اين فضا ها كمتر و كمتر مي شن.
شور و نشاط و هيجاني كه بين مردم ديدم هم واسم جذاب بود هم عجيب!
اين سري هم تو آخرين شماره صحبت نو يه مطلب خوندم با عنوان "شاد كردن مردم كار سختي نيست"، نويسنده دقيقا" همون مسائلي رو مطرح كرده بود كه من هم بهش رسيده بودم ...
شب ميلاد امام زمان با همسرم رفتيم مثل همه آدم هاي ديگه يه چرخي تو شهر بزنيم و يه سر و گوشي آب بديم، سر يكي از محله هاي شهرقديم تو پياده رو 2،3 نفر ساز و نقاره مي زدن كلي آدم جمع شده بودن كه تماشا كنن، ترافيكي شده بود و ... چند متر بالاتر كلي آدم اومده بودن كه يه خرس پاندا عروسكي رو ميون چند تا ريسه و پارچه رنگي و ... يه جاي ديگه هم شربت و دوغ و شيريني و... شادي عمومي...
شايد واقعا" با ايجاد فضاهاي شاد به معناي واقعي بشه كمي از فشارهاي مردم رو كم كرد...
اما اين وسط چيزي كه قطعيه اينه كه شور و حال جوون هاي موتور سوار و پياده كه همه عمر و زندگي و بهترين سالهاشون داره به بطالت و وقت كشي مي گذره ... برگشتنی نیست!
چند روز پيش داشتم خبر برگزاري كلاس تئاتر كودكان رو مي نوشتم و از اهميت بستر سازي و سرمايه گذاري هنري در سنين پايين و از اين حرف ها كه يادم به دهه 70 افتاد و نمايش هاي "قصه شهر طلا"، "افسانه كلاغ"، "ديو" و ... و بچه هاي خوب گروه تئاترمون، خدا يار "رسول آباديان" باشه، هر جا كه هست براش آرزوي موفقيت مي كنم، كم خدمت نكرد به هنر تئاتر لارستان.
اون سال ها تو اون شرايط فرهنگي كار كردن با بچه ها واقعا" همت مي خواست هر روز يه ادا و اصولي بود! هزار جور مشكل و دغدغه جور واجور بود، يه روز يكي از بچه ها مريض مي شد نمي اومد سر تمرين، يكي خانواده اش مخالف بود، يكي قهر مي كرد، يكي لج مي كرد و يكي هم تو عالم بچگي يه وقت هايي عصباني مي شد مي گفت: " از اداره باباي من برو بيرون!!!" خدا يارش مي خنديد.
فارغ از درس و مشق و مدرسه، تابستون هاي گرم لار تو سالن اداره، خانه فرهنگ سابق، تالار فردوسي فعلي سه ماه با بچه ها سر و كله مي زدن تا يه نمايش اجراي عموم مي رفت و همه لذتش وقتي بود كه مردم مي اومدن بليط مي خريدن!!! تو سالن حوصله مي كردن نمايشمون رو مي ديدن، دست مي زدن مي رفتن بيرون و ما مي مونديم و يه عالمه ذوق!
الان حدود 18 سال از اون روزها گذشته و اون بچه ها رو يادم مي آد مي بينم يا هنر واسشون اونقدر جدي شده كه رفتن درسش رو خوندن و حرفه اي ادامه دادن يا اينكه تا مدت ها چراغ تئاتر شهر رو روشن نگه داشتن.
بعد از اون ديگه يادم نمي آد كسي واسه تئاتر كودك سراغ خود بچه ها رفته باشه و اينقدر جدي و حرفه اي اين همه نيرو تربيت كرده باشه...
قطعا" آموزش تئاتر كودكان بستر ساز ارتقاي هنر تئاتره و با توجه به انقراض هنري نسل ما و پيش از ما اميدوارم با تمام مشكلات اين مقوله يكي همت كنه و تو اين برهوت نهال بكاره.چرا یه عده ای واسه تحمیل عقایدشون اینقدر به خودشون فشار می یارن؟!
مشکل از عقیده است یا فشار؟!
... خیره ان شا اله!
داوران جشنواره آقايان ابراهيم حقيقي و ساعد مشكي و خانم پريسا تشكري از اساتيد و مفاخر هنر گرافيك كشور مي بودند. از بين آثار رسيده به دبيرخانه 70 اثر گزينش شده و به بخش نمايشگاه راه يافته از 10 اثر تقدير و 3 نفر برتر معرفي گرديدند. مراسم آيين گشايش نخستين جشنواره ملی پوسترآب روز چهارشنبه 10 آذر ماه با حضور آقای جاودانی مديرکل روابط عمومی وامور بين الملل شرکت مهندسی آبفای کشور ، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد مديران روابط عمومی شرکت های آب وفاضلاب کشور ،مديران ارشد استان يزد و اصحاب فرهنگ وهنر در سالن همايش های آب منطقه ای يزد با معرفي نفرات برتر برگزار گرديد.
مقام اول، لوح سپاس،تنديس و 7 سكه بهار آزادي اهدا شد به آقاي مختار رحماني از تهران، مقام دوم ، لوح سپاس،تنديس و 5 سكه بهار آزادي اهدا شد به آقاي سيد محمد موحدي از لارستان فارس به دليل ايجاد فضايي عاطفي و استفاده از استعاره زيباي آب و رنگ آبي در زبان فارسي و مقام سوم به همراه جايزه جشنواره و 3سكه نيز به آقاي خشايار تيموري از استان البرز اهدا گرديد. سيد محمد موحدي هنرمند لارستاني و عضو انجمن گرافيك لار متولد 1364 است كه تاكنون نيز در جشنواره هاي استاني و شهرستاني حائز رتبه هايي گرديده تنها برگزيده جشنواره از استان فارس بوده و با 3 اثر در نمايشگاه بيشترين تعداد آثار پذيرفته شده را به خود اختصاص داد. وي در مصاحبه با شبكه استاني يزد ايده خود را از اجراي پوستر "ديگر آبي نداريم..." تشريح و بر اهميت خلاقيت و ايده پردازي در طراحي پوستر تاكيد نمود.
كسب مقام دوم كشوري در جشنواره ملي طراحي پوستر آب توسط سيد محمد موحدي افتخاري براي جامعه هنري لارستان بزرگ بوده اين موفقيت را به ايشان و مردم لارستان تبريك گفته پيروزي و بهروزي روزافزون اين عزيزان را در جوامع ملي و بين المللي از خداوند منان خواستاريم.
صالح عزیزم
این موفقیت رو تبریک می گم و همیشه بهت افتخار می کنم ...
به ثمر رسیدن این اقدام فرهنگی تاثیر گذار را به لارستانی های عزیز تبریک گفته و به نوبه خود از تمام تلاشگران این عرصه سپاسگزارم با این امید که شاهد روند رو به رشد لارستان بزرگ در همه ی ابعاد آن باشیم ...
همین روزها روز مادر است و من باز دلتنگم
دلتنگ مادری فهیم و عاشق
یادم نیست کجا خواندمش ولی یکی می گفت:
به بهشت نمی روم اگر مادرم آن جا نباشد...
شاخه ها چشم انتظار سرگذشت ابر
و آسمان
چون من غبار آلود دلگیری.
باد بوی خاک باران خورده می آرد.
سبزه ها در رهگذار شب پریشانند
آه
اکنون بر کدامین دشت می بارد؟
باغ حسرتناک بارانی ست
چون دل من در هوای گریه ی سیری ...
امیر هوشنگ ابتهاج



